حذف در زبان فارسی

حذف در زبان فارسی

 

مقوله حذف در زبان فارسی (نثر.نظم)بحثی است که کتاب های سنتی دستور زبان زبان فارسی مورد توجه قرار گرفته و اغلب دستورنویسان بابی را برای آن گشوده اند.اغلب این دستور نویسان آن را دو گونه دانسته اند :

1- حذف به قرینه لفظی    2- حذف به قرینه معنوی

درتوجیه قرینه لفظی گفته اند:هر گاه یک یا چند کلمه در جمله ای حذف شده باشد اما کلمه های معادل دقیق آن ها در جمله قبل یا بعد موجود باشد حذف به قرینه لفظی صورت گرفته است و درمورد حذف به قرینه معنوی گفته اند:هر گاه کلمه یا کلمه های محذوف یک جمله را با توجه به معنی آن پیدا کنیم.حذف آن به قرینه معنوی است و برای هریک در آن ها نمونه ها و مثال های متنوعی در کتاب های دستور زبان فارسی آمده است.(1- دستور زبان فارسی پنج استاد,دستور زبان فارسی:شریعت, دستور زبان فارسی : همایون فرخ و...).احمد گیوی و حسن انوری ,نویسندگان دو کتاب دستور زبان فارسی 1و2 که اثر آن ها پلی است بین دستور های سنتی و زبان شناختی ,حذف را سه گونه می دانند:

1- حذف بنابر عرف زبان مانند صبح بخیر یعنی :صبح شما به خیر باد و...  ودرتعريف آن می نویسند سنت و رسم اهل زبان باعث این حذف می شود.

2- حذف به قرینه لفظی :آن است که خود در جمله ویا جمله پیشین و یا پسین , لفظی

 می آید که گوینده یا نویسنده به سبب  آمدن آن لفظ آوردن کلمه لازم نمی بیند و آن را حذف می کند.

3- حذف به قرینه معنوی:آن است که سیاق کلام  و مفهوم کلی جمله ها و عبارت ها باعث حذف می شود.مثال ...  (1- گیوی و انوری ,دستور زبان فارسی 1و2)

غلامرضا ارژنگ که شیوه ی او در بررسی زبان فارسی به روش زبان شناسان نزدیکی بیشتری دارد در بحث از این مقوله چنین می گوید:حذف یعنی نیاوردن کلمه ای یا بخشی از جمله در گفتار.درحالی که از لحاظ معنی وجود آن را در جمله احساس

 می کنیم. ولی حذف را دو گونه دانسته است:

1- حذف به قرینه لفظی : هر گاه کلمه یا گروهی از کلمه در دو یا چند جمله پیاپی آمده باشند, معمولا آن را فقط یک بار می آورند وبنابه قرینه آن از تکرار آن در جمله های دیگر خودداری می کنند. مثال:حساب من از تو جداست  :  حساب من از حساب تو جداست . آیا او را می شناسی؟البته.  :البته او را می شناسم و ...

2- حذف به قرینه معنوی : آن بهتر که دشمنی را فراموش کنیم : آن بهتر است که دشمنی را فراموش کنیم. (یک ,دستور زبان فارسی امروزی .غلامرضا ارژنگ)

اما یک نکته دیگر که مربوط به حذف به قرینه لفظی است در اغلب این کتاب ها فراموش شده بود و نویسندگان این کتاب ها آن را مسکوت گذاشته بودند.تا اینکه دکتر خانلری در کتاب دستور زبان فارسی خود با ذکر بیت زیر از خیام آن را مطرح کرد.

"اسرار ازل را نه تو دانی و نه من                     وین حرف معما نه تو خوانی و نه من"

این دستور نویس امثال محذوف در این بیت را حذف به قرینه معنوی دانست ,توجیه این دانشمند این بود که اگر چه پایه فعل یعنی "دان" در مصراع اول و "خوان" در مصراع دوم با امثال قبل از خود یکی است ولی به علت اختلاف در شناسه ها این حذف نمی تواند به قرینه ی لفظی باشد.(1-دستور زبان فارسی ,پرویز ناتل خانلری).بعد از او هم گیوی و انوری وهم سلطانی گرد فرامرزی ,نویسندگان کتاب های دستور زبان فارسی دوره ی متوسطه ,بدون اینکه این نکته را بشکافند با سکوت خود این حقیقت را پذیرفته یا ناپذیرفته نادیده گرفتند.

این مبحث هم چنان در حاشیه نگه داشته شد تا این که در کتاب زبان فارسی سال سوم متوسطه

نظام جاری ,در تمرینی دوباره خود را نشان داد.در این باره چه باید گفت؟استادان و دبیران برای هماهنگی در تدریس و تمرین چه باید بکنند؟نویسندگان کتاب زبان فارسی نظام جاری حذف را سه گونه دانسته اند:

1- حذف به قرینه حضوری

 2- حذف به قرینه لفظی (ذکری)

 3- حذف به قرینه معنوی(ذهنی)

در این کتاب ها ,هم چنان حذف در شناسه های متفاوت مسکوت ماند.عمرانی, یکی ازنویسندگان کتاب های زبان فارسی, در کتاب زبان فارسی ,راهبردهای یاددهی-یادگیری جلد دوم صفحه ی 319باذکر  مثال های زیر ودرحاشیه همان صفحه مسئله را دوباره مطرح ساخت .مثال ها:

چندسال است که سنتور می زنی؟سه سال . :سه سال (است که سنتور می زنم).

دیروز به مدرسه نرفتم . چرا؟  :چرا(دیروز به مدرسه نرفتی)؟

فردا فرهاد را می بینم.  کجا؟  :کجا(فردا فرهاد را می بینی)؟

خلاصه نظر او چنین است:در این مورد,حذف فعل به کمک دو قرینه امکان پذیر است:

1- قرینه لفظی یعنی حذف آن بخش فعل که نقش عمده را بر عهده دارد و نوع فعل را مشخص می کند.

2- قرینه ی معنوی یعنی قرینه ای که به تشخیص شخص فعل کمک می کند.

ودر پایان نتیجه می گیرد که اگر بخواهیم به حذف این جمله ها پاسخ بگوییم باید آن هارا حذف به قرینه لفظی بدانیم و اضافه می کند که بهتر است این گونه پرسش ها مطرح نشود .اکنون این پرسش پیش می آید که آیا با پاک کردن صورت مسئله و پرهیز از چنین پرسش هایی اصل قضیه حل خواهدشد؟

از سوی دیگر زبان شناسان بدان علت که بررسی زبان را در دو سطح امکان پذیر می دانند:

1-   رو ساخت :یعنی نمود ظاهری زبان

2-   ژرف ساخت:یعنی نگاه درونی و ذهنی به زبان

به مقوله حذف در ژرف ساخت زبان نگاه می کنند. اینان این مسئله را با نگاه کلی به زبان می پذیرند و از نگاه جزئی به قضیه پرهیز می کنند و آن را ضروری نمی دانند زیرا علمی نیست.زبان شناسان مسئله حذف را به عنوان یکی از ویژگی های اصلی در بررسی ژرف ساخت زبان می دانند و کلیت آن را می پذیرند وتقسیم دو گانه یا سه گانه ی آن را عبث می شمارند زیرا این تقسیمات نه تنها کمکی به آموزش این مقوله نمی کنند بلکه اختلال به وجود می آورند.شاید حق همین باشد.واقعا از تقسیم حذف به عنوان دوگانه یا سه گانه چه نتیجه ای حاصل می شود؟

پیشنهاد:1- می توان نظر زبان شناسان را پذیرفت و از تقسیمات دویا سه گانه صرف نظر کرد.

2-می توان حذف را دو گونه دانست:1      - حذف فعل           2- حذف غیرفعل

1- حذف فعل :     1- حذف به قرینه لفظی با پایه و شناسه هم سان

                        2- حذف به قرینه معنوی به سیاق معنی جمله

                        3- حذف به لفظی معنوی با پایه هم سان و شناسه متفاوت

2- حذف غیر فعل:1- به قرینه لفظی

                        2- به قرینه معنوی

                        3-به قرینه حضوری

درتقسیم بندی اخیر می توان از حذف به قرینه حضوری صرف نظر کرد.زیرا این همان قرینه معنوی است.

 

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
و دلم بس تنگ است
باز هم می‌خندم
آنقدر می‌خندم كه غم از روی رود…




زندگی باید كرد
گاه با یك گل سرخ
گاه با یك دل تنگ


سلام مهربان.خوش آمدی
گاه باید رویید در پسِ این باران
گاه باید خندید بر غمی بی‌پایان…



منبع :شهد ادب